
سواد کامپیوتری؛ نهضت سوتدآموزی نوین!
۱۴۰۰/۰۹/۱۳
تعاریف یونسکو از سواد و فرد با سواد چه بود و چه هست؟
تعریف اولی که یونسکو ارائه کرد برمیگرده به قرن بیستم:
با سواد شخصیه که توانایی خوندن و نوشتن زبان مادری خودش رو داشته باشه.
تعریف دوم هم در اواخر قرن بیستم از سوی سازمان ملل ارائه شد:
کسانی با سواد به حساب میان که علاوه بر توانایی خوندن و نوشتن زبان مادری، قادر به استفاده از رایانه، درک و صحبت به یک زبان خارجی هم باشن.
در تعریف سوم که در دهه دوم قرن 21 ارائه شد اصلا بازی عوض شد!
12 مهارت معرفی شد که داشتن همه اونها باهم باعث توان اتلاق صفت با سواد به افراد رو ایجاد میکنه. سواد رایانهای هنوز هم یکی از شاخصهای با سواد بودن یک فرده اما همچنان سواد رایانهای امروزه همون سواد رایانهای مد نظر، در قرن بیستمه ؟ قطعا نه.
به نظر میرسه تعریف سواد تحت تاثیر اینکه هر فرد برای یک زندگی نرمال و در عین حال موفق، نیاز به چه تواناییهایی داره، تغییر و تکامل پیدا کرده. با این تفاسیر میخوایم ببینیم در قرن 21 منظور از سواد رایانهای چیه؟
منظور از سواد رایانهای چیه؟
منظور از سواد رایانهای که این همه هم در تعاریف «یونسکو» اهمیت داره، بلد بودن چه مقدار و چه حوزههایی از دانش رایانهای ست؟
اگر بگیم «سواد رایانهای دانش و قابلیتیه که به افراد اجازه میده به راحتی از کامپیوتر برای حل مسائل استفاده بکنن» ؛
در این «نوع مسائل» اهمیت زیادی پیدا میکنه. یعنی در صورت پذیرش این تعریف پایهای، بایستی ببینیم که واقعن در آیندهای که در پیش روئه دقیقن اون مسائل و راه حلهای اونها در چه حوزههایی هستن.
ابعاد و حوزههای مطرح در سواد رایانهای:
کار کردن با اینترنت:
یعنی بتونه خوب سرچ کنه، از صفحات وبسایتها اطلاعات استخراج کنه یا برای نیاز خودش بتونه از اینترنت و ارتباطاتی که در بستر اینترنته استفاده بکنه.
تولید محتوا:
به این معنی که بتونن به راحتی از برنامههای ماکروسافت آفیس استفاده کنن و فایلهای متنی، جداول اکسل، بیتابیسهای کوچیک از کسس و اسلایدهایی با پاورپوینت ایجاد کنن، با برنامههای گرافیکی (ایلاستریتور، فتوشاپ، کورل و ...) کار کنن و بتونن برنامههای موجود ادیت و تدوین فیلم و صوت نیازهاشون رو برطرف کنن.
شاید گفته بشه که این موارد حوزههایی تخصصی به حساب میاد ولی باید توجه داشت در حال حاضر هر کسی یک موبایل هوشمند داره که باهاش ویدئو یا عکسهایی میگیره که نیاز به ادیت و یا اضافه کردن تایتلی روی اون داره بنابراین کثرت این موضوع باعث شده که بشه گفت این امور دیگه داره تبدیل به یک سواد عمومی میشه.
برنامه نویسی:
یعنی فرد بتونه در حد نوشتن ماژولهای کوچیکی که کار ویژه یا محاسبات خاص و کوچیکی رو انجام بده، بلد باشه
حوزه برنامهنویسی خیلی گسترده ست ولی پایه برنامهنویسی الان دیگه تقریبن جزو سواد رایانهای محسوب میشه در حدی که در کشورهای پیشرفته کودکان از ۴ سالگی شروع میکنن به یادگیری زبان و منطق برنامهنویسی.
در آیندهای نه چندان دور احتمالا افراد باید با شیوههایی برای برنامهنویسی و برنامهریزی دستگاههایی که تو خونهها استفاده میشه یا تولید وبسایت شخصی خودشون برای خودشون آشنا باشن و بتونن از منطق و زبان برنامهنویسی استفاده کنن.
اگر بعد زمانی رو بزرگتر در نظر بگیریم روند رو به رشد استفاده از رباتها و اشیا متصل به اینترنت رو نمیشه نادیده گرفت؛ احتمالن در زمانی نه چندان دور اطراف ما از این نوع ابزار و وسایل پر خواهد شد و خیلی وقتها فرمان دادن به اونها از طریق بخشهایی از برنامهنویسی انجام میگیره بنابراین یه بخشی از سواد رایانهای به برنامهنویسی مرتبط میشه.
سختافزار:
یه چیز دیگه که در حال ظهور و رشده، ساخت ماژول های سختافزاری کامپیوتری و رباتهای کامپیوتری هستن؛ به این معنی که افراد با سر هم کردن یه سری قطعاتی اجزایی رو آماده میکنن که دستور پذیرن .این ابزارها به زودی زود، توسط چاپگرهای سه بعدی تولید میشن. یعنی فرض کنید که یک شخص قطعات یک ابزار هوشمندش رو با پرینتر پرینت میکنه، در اون چیپهایی قرار میده و درون اون چیپها برنامههایی رو مینویسه که اون، در وسیله منحصر به فرد کاری رو انجام میده که خالقش لازم داره.
با این تفاسیر سواد رایانهای از سطوح خیلی خیلی سطحی شروع میشه و در حال گسترشه. در آیندهای که به نظر خیلی دور نمیاد افراد برای ارتباط با موجودات غیر انسانی و رباتیک و یا تلفیقی از انسان و ربات، باید آماده باشن این ارتباطات هم مبتنی بر علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی هستن.
اونچه که مهمه اینه که الان کسی مسلط به نرم افزارهای آفیس نباشه مثل ورد و اکسل یا کمی فتوشاپ بلد نباشه یا سرچ و جستجو و پیمایش در اینترنت و شبکههای اجتماعی بلد نباشه تقریبن با بی سواد فرقی نمیکنه.